أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

147

قانون ( فارسى )

داروى تب‌لرز است . زهرها : پادزهر نيش كژدم است . و بويژه قسم دراز آن پادزهرىاش بيشتر است . گويند وزن دو درهم آن را با نوشابه‌اى بنوشند ، يا آن را ضماد كنند و بر جاى نيش گذارند گزند حشرات و زهرها را دفع كند . جانشين : جانشين غلتان به وزنش زرنباد و يك‌سومش بسباسه - چارگون - و نيم وزنش كوشنه . اما جانشين زراوند دراز نيم وزنش زرنباد و نيم وزنش فلفل است و كافى است كه كار او را انجام دهند . زمارة الراعى ( بارهنگ آبى ) : مزاج : گرم و خشك است و شايد اين گرمى و خشكى در اول دوم باشد . خاصيت : گويند هيجان را فرو نشاند . اندامان دفعى : برحسب آزمايش جالينوس در روغن جوشيدهء آن سنگ گرده را خرد كند . بعضى گويند در مداواى قرحهء روده ، پيچش و درد روده ، درد زهدان ، سودمند و ادرار بول و حيض كند و در علاج فتق مؤثر است . زهرها : يك مثقال يا دو مثقال تناول شود پادزهر خرگوش آبى و افيون و غيره مىباشد . زبيب ( مويز ) : در بحث انگور مويز را نيز شرح خواهيم داد . زهره : گياهى است كه برگهايش عدسى باشد و شاخه‌هايش پايا و كم‌برگ . بيخ باريك دارد . در شوره‌زارهاى گرم و آفتابى رويد و در مزه‌اش شورى احساس مىشود . نوعى ديگر از اين گياه هست كه به هميشه بهار شبيه و رنگش ارغوانى و از آن ديگرى خوش‌رنگ‌تر است . زهرهء اولى زخم را بهم آرد و بيرون ريختنىها را نرم نمايد . زهرهء دومى با اسكنجبين تناول شود داروى صرع است . زوان ( چچم ) : مىگويم زوان نامى است براى دو چيز : يكى از آن دو دانه‌ايست شبيه گندم آن را نان مىكنند و زوان پرمايه مىگويند . دومى دانه‌اى است بد و مستىآور . مقصود ما در اينجا همان زوان اولى است . گزينش : بهترين آن است كه برگش ترد و زودشكن نيست . بلكه در خائيدن لزج است و مزه‌اش كمى به گسى مىزند . و رنگش مايل به سرخ است . پولس گويد : زوان تقريبا در گرمى و سردى با گندم هم‌قوت است . زوان خشكنده و چسبنده است . در اينجا فصل زاء پايان مىيابد و مجموع داروهاى اين فصل بيست و هفت است . فصل هشتم حرف ( ح ) حضض ( شيرهء فيل زهره ) : حضض دو نوع است : حضض هندى كه به پندار قوى شيرهء فيل زهره